کبوتر بچه ای تیر خورده
برای دانه ای در دام مرده
امان از رسم صید و رسم صیاد
هر آن شد صید دانه، مثل مرده
*********
پرستو در غروبی بال می زد
غریبی بر تنش چنگال می زد
به رویا رفته بودم ساعتی من
خیالم در آسمانها بال می زد
********
الهی من اسیر جهان بودم
عقوبت کن چو نافرمان بودم
خداوندا بسوزانم بسوزان
اگر فرمانبر شیطان بودم

این که در رسم زمان نیست همه مید انیم