آزاده را جفای فلك بیش می‌رسد


اول بلا به عافیت‌اندیش می‌رسد

از هیچ آفریده ندارم شكایتی


بر من هر آنچه می‌رسد از خویش می‌رسد

چون لاله یك پیاله ز خون است روزی‌ام


كآن هم مرا ز داغ دل خویش می‌رسد

رنج غناست آنچه نصیب توانگر است


طبع غنی به مردم درویش می‌رسد

امروز نیز محنت فرداست روزی‌ام


آن بنده‌ام كه رزق من از پیش می‌رسد