نماز عشق چو برپا کرد مولا

همه بی باوران را کرد رسوا

میان فزت و رب الکعبه میگفت

که با زهرا علی کرد ترک دنیا

 

مه و ناهید تا صبح ناله میزد

زمین بر دامن خود ژاله میزد

صحر گاهی که گل بر سجده می رفت

عدو شمشیر به فرق لاله میزد